تبليغاتX
املاک در نسیم شهر رباط کریم اسلامشهر - تجربه انتقال پايتخت در برزيل
خبرنگار دنياي اقتصاد از برازيليا گزارش ‌مي‌دهد
تجربه انتقال پايتخت در برزيل


نمايي از برازيليا
احمد بختیار
دولت برزیل دو هفته پيش تولد 49 سالگی تغيير پايتخت را با حضور اكثريت مردم جشن گرفت، تغییری كه انجام آن دلمشغولی برخی دولتمردان کشورمان در سال‌های اخیر شده و هر از گاهی اخبار آن در رسانه‌ها منتشر می‌شود. اما باید دید چگونه پروژه تغییر پایتخت در برزيل حدود نیم قرن پیش به حقیقت پیوسته است.

 

در هفته‌های اخیر از هر گوشه شهر برازیلیا (پايتخت جديد برزيل) که عبور می‌کنی نامی از دکتر ژوسیلینیو کوبیشک به چشم می‌خورد، اورولوژیستی که قبای ریاست جمهوری بر تن کرد و در مدت 5 سال دولتش جسارتی به خرج داد که کمتر کسی در آن دوران می‌توانست آن را تصور کند. اکنون سال‌ها است، موزه‌ای در مرکز شهر بنا شده که نام این رییس‌جمهور را بر آن نهاده‌اند.
و اما شروع ماجرا به ماه‌های پیش از مبارزات انتخاباتی برای کسب کرسی ریاست جمهوری برزیل در سال 1955 برمی‌گردد. در آن زمان خبرنگاری از کوبیشک - که در آن زمان فرماندار ایالت «مینا ژرایز» بود - می‌پرسد: «شما پیش‌تر گفته بودید چنانچه به ریاست‌جمهوری برسید، پایتخت را از ریو دو ژانیرو به شهر دیگری منتقل می‌کنید، آیا همچنان بر گفته خود پافشاری می‌کنید؟» که وی پاسخ می‌دهد «اگر رییس‌جمهور شوم، چنین کاری را به انجام خواهم رساند.» این گفته وی در همان ایام با انتقاد و بعضا تمسخر برخی از افراد کنگره مواجه می‌شود. این در حالی بود که طرح اولیه انتقال پایتخت برزيل در سال 1879 ارائه شده بود. با این‌حال کسی به استقبال از چنین طرحی نمی‌رفت.
مسوول موزه (JK ژوسیلینیو کوبیشک) با حوصله تمام، به سوالات خبرنگار دنياي اقتصاد پاسخ می‌دهد و همزمان از او دعوت می‌کند از نمایشگاه عکس در اين موزه نیز دیدن کند. در طبقه دوم موزه، عکسی از JK به نمایش درآمده که وی بر روی علفزاری ایستاده که 5 سال بعد پایتخت جدید کشور می‌شود. دشت وسیعی که تا كيلومترها، نشانی از سکنه در آن نیست.
او سرانجام در انتخابات به عنوان نماینده حزب سوسیال دموکرات به ریاست‌جمهوری برزیل می‌رسد. طرح انتقال پایتخت نیز در 18 آوریل 1956 به تصویب کنگره می‌رسد و به صورت قانون در می‌آید. آن زمان تنها یک خانواده چادرنشین در حومه شهر ساکن بود؛ اما کوبیشک در کمتر از دو هفته خانه کانکسی خود را در آن جا بنا می‌کند و از اکتبر 1956 برنامه ساخت جاده‌ها و ساختمان‌های شهر آغاز می‌شود. در ابتدا 26 شرکت، متقاضی طراحي نقشه معماري و ساخت شهر می‌شوند که در نهایت شخصی به نام «لوسیا کاستا»، رییس یک شرکت مهندسی برنده مناقصه می‌شود. سپس شخص دیگری به نام «اسکار نی میر» به عنوان سازنده، برنده می‌شود. مهندسی که هنوز در قید حیات است و لقب معمار اصلی شهر برازیلیا را با خود دارد. وی ساخت احجام ناودیسی و تاقدیسی اطراف کنگره و ساختمان ریاست‌جمهوری را بر عهده می‌گیرد. اکنون پس از نزدیک به 50 سال چنانچه قرار باشد تغییری در شهر داده شود با نظر؛ مستقیم «اسکار نی میر» آن کار صورت می‌پذیرد طوری که دور برگردان‌های جدید پایتخت که در سال‌های اخیر ساخته شده پس از تایید وی به اجرا درآمده است.
کار احداث پايتخت جديد برزيل ابتدا با 2500 نیروی کار آغاز مي‌شود که در سال سوم به 65‌هزار نفر می‌رسد. مسوول موزه درباره تامين آب و برق پروژه پاسخ مي‌دهد: برق از سد ایالت شمالی به نام «مینا ژرایز» و آب نیز از ایالت جنوب برازیلیا به نام «گویایز» تامین می‌شود. از سوی دیگر بودجه‌ای که برای ساخت پایتخت جدید در کنگره تصویب شد معادل 3/2درصد تولید ناخالص داخلی برزیل در آن زمان بود.
در آن ایام ریل عبوری آن منطقه، تنها دسترسی شهر به امکانات حمل و نقل به شمار می‌آمد که بخش اعظم پشتیبانی بر دوش آن قرار داشت. البته در آن روزها به سبب همواری منطقه فرودگاهی نیز برای هواپیماهای کوچک ساخته می‌شود.
سرانجام در سال چهارم پروژه و در روز 21 آوریل 1960 جشن افتتاحیه پایتخت در شور و هیجان خاصی برگزار می‌شود. نخستین بنا‌هایی که در آن زمان افتتاح می‌شود، کلیسای محله 308 و بعد کاخ آلوورادا ( Alvorada )- ریاست‌جمهوری - است. نکته قابل توجه نیز آن است که وی میان سازندگان، کورس اتمام پروژه به راه انداخت و به آنان اعلام کرد، نخستين سفارتخانه را شخصا افتتاح می‌کند و آن سفارتخانه ای که توسط وی گشایش يافت، همانا سفارت ایران بود.
وی در حاشیه پایتخت دو رودخانه مصنوعی اما زیبا تعبیه می‌کند که به شکل بال‌های گشوده یک پرنده می‌ماند. هر چند برخی می‌گویند دو سوی دریاچه با پیکره شهر شکل صلیب را نمایان می‌کنند. از مسوول موزه وقتي درباره اينكه برخی معتقدند طراحی شهر توسط یک آلمانی صورت گرفته سوال مي‌شود؛ روی خوشی به این سوال نشان نمی‌دهد و می‌گوید : این شایعات اصلا صحیح نیست؛ ایده اولیه نیز توسط برزیلی‌ها طرح شده است. گفته می‌شود در حالی که ژوسیلینیو کوبیشک در نظر داشت سمت و سوی شهر را برای مسوولان تشریح کند، دو دست خود را به طرفین باز کرد که این حرکت، شکل صلیب یا دو بال هواپیما را در ذهن طراح تداعی می‌کند و همان تصویر، ایده نخستین پایتخت را رقم می‌زند.
یک‌سال پس از آن، دوره ریاست‌جمهوری جی.کی به اتمام ‌رسيد؛ اگرچه پس از آن سه سال نیز سناتور ایالت گویایز شد. هرچند بانی انتقال پایتخت در سال 1964 از سوی حکومت دیکتاتوری - نظامی «ژانیو کوادروز» و پس از آن «ارنستو گایز» تحت تعقیب قرار داده می‌شود؛ طوری که قهرمان ملی برزیل به مدت 3 سال مجبور به گریز به خارج کشور می‌شود. وی سرانجام تنها چند ماه پس از بازگشت به کشورش در 22 آگوست 1976 در سانحه رانندگی در مسیر ریو دوژانیرو به برازیلیا جان خود را از دست می‌دهد.
ژوسیلینیو کوبیشک اگرچه امروز در میان مردم خود حضور ندارد، اما برزیلی‌ها به پاسداشت خدمات وی روز 21 آوریل را جشن می‌گیرند که در آن تمام شخصیت‌های عالی کشور از جمله رییس‌جمهور، سناتور‌ها، ژنرال‌ها و... حضور دارند. مردم برزیل می‌گویند ما از شخصیتی تقدیر می‌کنیم که طرح 75سال بایگانی شده را تنها در مدت 5 سال به واقعیت تبدیل کرد.
پايتخت با حرف منتقل نمي‌شود
انتقال پايتخت در ايران تاكنون چندين بار در دولت‌هاي مختلف مطرح شده است.
آخرين بار زمستان سال گذشته بود كه وزير كار دولت نهم از بررسي اين موضوع در دولت خبر داد. انتقال پايتخت از تهران پيش‌از اين در دولت آقاي خاتمي نيز پيگيري شد كه البته در آن زمان مطالعات و بررسي‌ها تا حد زيادي پيش رفت، اما عملي نشد.
دكتر علي عبد‌العلي‌زاده، وزير مسكن دولت هشتم درباره اينكه چرا در آن دوران همچون حال اين موضوع در حد طرح باقي ماند؟ به «دنياي اقتصاد» گفت: «روزي كه من وزير شدم و رفتم اين موضوع را با مديران ارشد كشور درميان بگذارم، نظرات بسيار متفاوت بود. ما بايد همه را به اجماع مي‌رسانديم كه البته بعد از مطالعه مفصل در آخر دولت ما، تقريبا اتفاق نظر بر اين بود كه مي‌شود پايتخت را منتقل كرد. خدا رحمت كند آقاي مهندس كازروني در زمان وزارت بنده جامع‌ترين مطالعه را براي اين كار بزرگ انجام دادند. در مطالعات دقيقا پيش‌بيني شده بود كه پايتخت در چند مرحله مي‌تواند از تهران منتقل شود. عبدالعلي‌زاده افزود: ما اگر بتوانيم دولت را از تهران جدا كنيم و به جاي ديگر ببريم، در درازمدت خدمت اساسي به مردم كرده‌ايم.وي در پاسخ به اين سوال كه «فكر مي‌كنيد روزي اجازه به انتقال پايتخت داده شود؟» گفت: يكي از ملزومات جابه‌جايي پايتخت وجود يك دولت قدرتمند است تا بتواند وحدت نظر را در اين مورد ايجاد كند؛ يعني كار را جلو ببرد. به هر حال دولت بايد در همان اول كارش، اولويت اصلي‌اش همين موضوع باشد و 8 سال كار كند تا انتقال اتفاق بيافتد و الا سال چهارم از اين حرف‌ها زدن خطا است.